الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

68

الغدير ( فارسى )

را همراه آن ارسال داشته است : - عميرى ، بردهء كافى الكفاة است ، گر چه در شمار اعيان قضات است . - با اهداى چند كتاب نفيس و فرد ، شرط خدمتگزارى و ادب را بجا آورد . صاحب دو بيت سروده و آن را در رقعه‌اى گسيل داشته است : - از كتب اهدايى ، يك كتاب را پذيرفتيم و ما بقى را بلادرنگ برگشت داديم . - من هديهء فراوان را غنيمت نمىشمارم : منش من اين است كه مىگويم : بگير نه ، بياور . 30 - ابو رجاء اهوازى . او موقعى كه صاحب به اهواز رفته بود ، با چكامه‌اى ثنايش گفت . 31 - ابو منصور ، احمد بن محمد لجيمى دينورى . وى چكامه‌اى در ثناى صاحب دارد . 32 - ابو النجم ، احمد دامغانى معروف به شصت كله ( م 432 ) . او هم قصيده‌اى به زبان فارسى در مدح صاحب سروده است . 33 - شريف رضى . او يكى از شعراى غدير است كه شعرش همراه شرح حال او خواهد آمد . وى صاحب بن عباد را با قصيدهء داليه‌اى در سال 375 ثنا گفته ، ولى آن را گسيل نداشته و قصيدهء ديگرى به سال 385 پيش از درگذشت صاحب ساخته و آن را به محضرش ارسال داشته است . 34 - قاضى ابو بكر ، عبد اللّه بن محمد بن جعفر اسكى . او نيز چكامه‌اى در مدح صاحب دارد . 35 - ابو القاسم ، غانم بن محمد بن ابى العلاء اصفهانى . وى چند چكامه دربارهء صاحب دارد كه برخى در ستايش و بعضى در سوك او سروده شده است . ثعالبى در تتميم يتيمة الدهر گويد : روزى با صاحب دوش‌به‌دوش مىرفتند . صاحب پيشنهاد كرد تا در وصف مركبى كه به زير ران داشت ، شعرى بسرايد ، و او بدون تأمل گفت : - سمندى اصيل كه باد صبا از سفاهت ، با او به مسابقه برخاست ، ولى به گردش نرسيد . - سپيدى رنگش از سپيدى خورشيد سبق برده و با سنبك خود سنگ‌برسنگ مىكوبد . 36 - ابو بكر ، محمد بن احمد يوسفى زوزنى . او قصيده‌اى در مدح صاحب ساخته كه اين ابيات از آن قصيده است :